اختلال عاطفی فصلی (Seasonal Affective Disorder) (SAD)

استاندارد
این اختلال نوعی افسردگی با الگویی ویژه است. اختلال عاطفی فصلی هر سال به طور منظم در پاییز و زمستان شروع می ­شود و در بهار و تابستان پایان می ­یابد. به همین دلیل گاهی به آن « افسردگی راجعه زمستانی» ۲ هم گفته می­ شود. با تغییر فصل برخی دچار تغییر جدی در شرایط روحی خود می‌شوند. آن‌ها ممکن است زیاد بخوابند، انرژی کمی داشته باشند و احساس افسردگی کنند. معمولاً این نشانه‌ها که می‌توانند جدی هم باشند، با تغییر فصل از بین می‌روند. شرایط بیماری در تابستان می‌توانند با اضطراب شدید همراه باشند.
متخصصین معتقدند که اختلال خلقی فصلی، احتملا به دلیل اینچنین تغییرات هورمونی می باشد. یک نظریه این است که نور کمتر خورشید در فصل پاییز و زمستان باعث می شود تا مغز سروتونین کمتری تولید کند، سروتونین ماده ای شیمیایی است که به مغز مربوط می شود و حالات و احساسات انسان را کنترل و تنظیم می کند. زمانی که سلول های عصبی مغز که وظیفه ی تنظیم حالات انسان را دارند، به درستی کار نکنند، نتیجه می تواند احساس افسردگی به همراه نشانه ی خستگی و اضافه وزن باشد.افسردگی فصلی معمولا از دوران جوانی شروع می شود و در بین زنان نسبت به مردان شایع تر است. بعضی از افرادی که دچار این اختلال هستند، نشانه های کم و نه چندان شدیدی مثل زودرنجی را به همراه خواهند داشت، در حالی که ممکن است سایر افرادی که دچار این اختلال هستند با نشانه های بدتر و شدیدتری همراه شوند و در روابط و کارشان اختلال ایجاد شود. از آنجایی که نبود نور کافی در طول زمستان با اختلال خلقی فصلی مرتبط است، این اختلال در کشورهایی که در طول سال، نور خورشید زیادی دریافت می کنند، کمتر دیده می شود.سطوح پایین ویتامین D در خون این افراد میباشد
اگر به اختلال خلقی فصلی مبتلا باشید در صبح­های زمستان به سختی از خواب بیدار می­شوید و در طول روز هم خواب­آلود هستید. ممکن است بیشتر دلتان بخواهد شکلات و مواد غذایی که کربوهیدرات بیشتری دارند مثل نان سفید و شیرینیجات بخورید. در این حالت دلتان نمی­خواهد که فعالیت­های بدنی انجام بدهید و به همین خاطر در طول زمستان وزنتان اضافه می­شود.
افسردگی فصلی در فصل بهار بهتر می­شود. در حقیقت حدود یک سوم افراد مبتلا به اختلال خلقی فصلی در فصل تابستان و بهار خلقشان کمی از حد معمول بالاتر می­رود.
درمان اختلال عاطفی فصلی بستگی به شدت افسردگی دارد و شامل موارد زیر است:
◊ تماس بیشتر با آفتاب و لذت بردن از درخشش خورشید:
معمولا در برخی، کمبود نور و روشنایی ایجاد اختلال عاطفی فصلی و افسردگی می کند و شخص درونگرا می شود. یک نوع درمان برای این نوع افسردگی و یا اختلال عاطفی فصلی در معرض نور قرار گرفتن در فصل زمستان است.
برای مثال افرادی که افسردگی خفیف دارند و دچار اختلال عاطفی فصلی شده اند فقط کافی است  وقتی هوا رو شن است بیشتر در محیط بیرون قرار بگیرند و با ورزش کردن و قدم زدن این حس افسردگی را از بین ببرند. همه  طیف های نوری  که در لامپهای معمولی وجود دارند(مانند نور روز)، ممکن است در درمان افسردگی و اختلال عاطفی فصلی موثر باشند.
◊ درمان اختلال عاطفی فصلی با نور درمانی:
اختلال عاطفی فصلی یا همان افسرگی فصلی با نورهای قوی که روشنی روز را تامین می کند ممکن است درمان شود. یک جعبه نور (حاوی لامپهای فلورسنت) را روی میز بگذارید و در مقابل آن نشسته، و باچشمانی باز ولی نیمه بسته به تماشا بپردازید (معمولا صبحها ۴۵ دقیقه). شبکیه چشم باید نور را جذب کند. پس از گذشتن چند روز و یا چند هفته علائم افسردگی یا اختلال عاطفی فصلی بهبود می یابد.
معمولا استفاده از نور درمانی برای درمان اختلال عاطفی فصلی تا زمانی کاربرد دارد که نور کافی در محیط بیرون وجود داشته باشد. استفاده از نور درمانی برای درمان اختلال عاطفی فصلی می تواند عوارض جانبی کمی شامل سردرد و خستگی چشم را در بر داشته باشد. نورهایی که برای نور درمانی به کار میرود باید فاقد اشعه های UV باشد. از مکان هایی  که برای برنزه کردن پوست استفاده می شود مانند سواحل دریا، نباید برای نور درمانی استفاده  کرد.
اشعه ماوراء بنفش باعث چروکیدگی پوست، آسیب دیدگی، پیرشدن، حتی منجر به سرطان  پوست مثل ملانوما می شود. اگر شخصی هم به افسرگی غیرفصلی مبتلاست، نور درمانی برای او باید کاملا با احتیاط انجام شود. مثلا باید پوستهای حساس به نورونیز خطرات احتمالی بینایی را  در درمان این بیماران در نظر گرفت. استفاده از نور درمانی برای درمان اختلال عاطفی فصلی باید مثل سایر درمانها زیر نظر پزشک انجام شود.
◊ معالجه با دارو:
درمان با دارو ممکن است  با گفتار درمانی و نوردرمانی همرا ه باشد که برای افراد نوجوان مبتلا به افسردگی فصلی تجویز می شود. داروهای ضد افسرگی، سروتونین و سایر انتقال دهنده های عصبی مغزرا  تنظیم می کند. اگر فرزندتان از داروهای دیگر مثل داروهای گیاهی استفاده می کند باید با پزشک در میان بگذارید.
◊ درمان اختلال عاطفی فصلی با گفتار درمانی (روان درمانی):
گفتار درمانی، بر اصلاح افکار منفی و حس تنهایی که با افسردگی مرتبط است، تمرکز دارد. این روش می تواند به افراد افسرده و مبتلا به اختلال عاطفی فصلی کمک کند تا شرایطشان را درک کنند و راهی را بیاموزند تا کشمکش های آینده را کاهش داده و یا از بین ببرند.
چگونه با اختلال عاطفی فصلی مقابله کنیم؟
 اختلال عاطفی فصلی,تشخیص اختلال عاطفی فصلی,پیاده روی
 ورزش منظم می‌تواند علائم اختلال عاطفی فصلی متوسط را کاهش دهد
گاهی اوقات تشخیص اختلال عاطفی فصلی با انواع دیگر افسردگی ها توسط دکتر‌ها مشکل خواهد بود که بعضاً منجر به راهنمایی غلط نیز خواهند بود. بنابراین در این مطلب ما چندین راهکار برای شما ارائه خواهیم داد تا بتوانید خودتان با اختلال‌ خلقی‌ فصلی مقابله کرده و آن را از پای دربیاورید.
– به پیاده روی بپردازید:
در هنگام ابتلا به اختلال عاطفی فصلی، گذراندن مقداری زمان در محیط بیرون از منزل کمک بسیار بزرگی به بهبود حال روحی شما می‌کند. سعی کنید تا روزی حداقل ۲ ساعت از زمان خود را در تمامی شرایط آب و هوایی نظیر ابری و آفتابی به پیاده روی در هوای آزاد بپردازید.
– محیط منزل را روشن کنید:
یکی از تجویز‌هایی که پزشکان برای رهایی از حالت غم انگیز اختلال عاطفی فصلی برای شما در نظر می گیرند، متمرکز کردن میزان زیادی نور در منزل است. تلاش کنید برای بهبود حالت اختلال عاطفی فصلی در طول روز تا جایی که امکان دارد نور خورشید را به منزل راه داده و پس از غروب آفتاب نیز همواره محیط منزل را روشن نگاه دارید.
حتی در این باره محققان توصیه می کنند که با خرید چراغ خواب، سعی کنید در مواقع خواب نیز محیط اتاق را کمی روشن بگذارید.
– ورزش را به کارهای روزمره خود بیاورید:
ورزش منظم می‌تواند علائم افسردگی و یا اختلال عاطفی فصلی متوسط را کاهش دهد. مطالعات نشان می‌دهد ترکیبی از ورزش و نوردرمانی (نکته شماره ۲) به درمان اختلال عاطفی فصلی کمک شایانی می‌کند.
– از کربوهیدرات غافل نشوید:
برای رهایی و بهبود حالت اختلال عاطفی فصلی از مصرف کربوهیدات غافل نشوید. کربوهیدرات‌های پیچیده می‌تواند به حفظ سطح سروتوئین (انتقال دهنده عصبی) شما کمک کند. کربوهیدرات را می‌تواند در گروه های غذایی محصولات نان، حبوبات و غلات (نظیر ماکارونی، برنج و لوبیا)، سبزیجات(نظیر سیبزمینی پخته و ذرت)، میوه‌ها (نظیر موز،سیب و گلابی) و محصولات لبنی (نظیر ماست و شیربرنج) یافت که با خوردن آنها کمک شایانی به از بین بردن میزانی از افسردگی و اختلال عاطفی فصلی شما خواهد نمود.

 

اختلال شخصیت نمایشی

استاندارد

اختلال شخصیت نمایشی (به انگلیسی: (Histrionic personality disorder (HPD)
شخصیت هیستریک یا نمایشی، یکی از انواع تیپ های شخصیت می باشد. خصوصیات عمده ی این تیپ شخصیتی، توجه طلبی افراطی و آرایش ظاهری برای جلب توجه و هم چنین داشتن رفتارهای هیجانی و نمایشی است. این قبیل افراد، بسیار تلقین پذیر بوده و در روابط بین فردی، بیش از حد متعارف، از خود صمیمیت نشان می دهند. تیپ های هیستریکال بسیار احساسی، برون گرا، شورانگیز، تابع امیال، ساده لوح، بی آلایش و غالباً جذاب هستند. علاوه بر جذاب بودن – به ویژه در بین جنس مخالف- مردم پسند نیز هستند.  اما علی‌رغم رفتار متظاهرانه و پر زرق و برقی که دارند، اغلب نمی‌توانند دلبستگی عمیقی را به مدت طولانی حفظ کنند.[۱] این بیماران، خود را همتای برترین ستاره‌های سینما می‌دانند و همواره ستاره متظاهر مجلس بوده، و با دلربایی، جذابیت‌های ظاهری، و اغواگری و عشوه‌گری می‌کوشند در کانون توجه باشند. آنان هیجان‌ها و روابطی پرشور، ولی در عین حال سطحی و پیوسته در حال تغییر دارند. آنان مثلاً با فخر فروشی دربارهٔ داشتن سهام سازمان‌های بزرگ یا مهارت‌های ورزشی یا هنری، می‌کوشند توجه دیگران را به خود جلب کنند. علایق و نگرش‌های آنان به سهولت تحت تأثیر دیگران یا نقشی که هم‌اکنون ایفا می‌کنند، قرار می‌گیرد. آنان به سرعت، روابط صمیمانه پرشوری را برقرار می‌کنند، ولی به سرعت خسته شده و احساس می‌کنند که قدرشناسی کافی از آنان به عمل نیامده است.
فرد مبتلا به این اختلال عمداً تلاش می کند که با ظاهر و رفتارش، توجه و تأیید دیگران را به خود جلب کند، اما علیرغم رفتار متظاهرانه ای که دارد، اغلب نمی‌تواند دلبستگی عمیقی را به مدت طولانی حفظ کند؛ زیرا احساس می‌کند که قدرشناسی کافی از وی به عمل نیامده است.
شخصیت نمایشی به شدت عاطفی است و نیاز شدید به مطرح شدن در جمع دارد. به طورکلی این اختلال در زنان چهار برابر شایع تر از مردان است. مردانی که از علائم مشابه رنج می برند، معمولاً با اختلال شخصیت خودشیفتگی، اختلال شخصیت مرزی یا رفتار ضداجتماعی تشخیص داده می شوند. اغلب این اختلالات شخصیت با اختلال شخصیت هیستری همراه هستند. در این مقاله، ما به طور خلاصه درباره علل، علائم و درمان اختلال شخصیت نمایشی صحبت خواهیم کرد.
تاریخچه
در گذشته، اختلال شخصیت نمایشی فقط به زنان مربوط می شد. در واقع، مردم معتقد بودند که این اختلال شخصیت به نحوی به رحم تشبیه شده است و به نظر می رسید تنها زنان از آن رنج می برند. تنها در اواخر قرن ۱۹ بود که کشف شد مردان زیادی هم می توانند از این وضعیت روانی، هرچند نه به اندازه زنان رنج ببرند.
علت شناسی
علت دقیق اختلال شخصیت نمایشی شناخته شده نیست. با این حال، عواملی وجود دارد که روان شناسان می گویند، ممکن است علت بروز این مشکل باشند. این عوامل عبارت اند از:
  • عوامل محیطی. مشاهده جروبحث ها و دعواهای والدین در دوران کودکی، تجربه مرگ یکی از اعضای نزدیک خانواده یا وجود بیماری جدی در خانواده که یک حالت اضطراب ذهنی را در خانواده برانگیزد، می توانند احتمال ابتلا به این اختلال را بالا ببرد.
  • صفات ژنتیکی که از پدر و مادر به فرزند منتقل می شوند.
  • فاصله روانی- عاطفی زیاد از یک یا هر دو والدین.
علایم
برخی از ویژگی های رایجی که افراد با اختلال شخصیت نمایشی به نمایش می گذارند در زیر معرفی شده است. برای تشخیص، حضور حداقل پنج مورد از نشانه های زیر ضروری است:
  • در شرایط و موقعیت هایی که در مرکز توجه قرار ندارند، ناراحت هستند و عذاب می کشند و به طور مداوم احساس می کنند نیاز به تأیید و دوست داشته شدن دارند.
  • مشخصه تعاملشان با دیگران، رفتارهای تحریک آمیز و گمراه کننده، به صورت اغواگری جنسی است.
  • احساساتشان سطحی است و به سرعت تغییر می کند.
  • بیش از حد احساساتی هستند و وانمود می کنند که دیگران تمایل دارند به آن ها فکر کنند.
  • به طور مداوم از ظاهر فیزیکی خود برای جلب توجه دیگران استفاده می کنند.
  • بیش از حد نمایشی هستند و در ابراز احساساتشان مبالغه می کنند.
  • سبک صحبت کردنشان سطحی، بیش از حد خیالی و فاقد جزئیات است.
  • به راحتی تحت تأثیر افراد یا موقعیت ‌ها قرار می گیرند.
  • معتقد هستند که با افراد خاص روابط نزدیک دارند که در واقعیت چنین نیست.
  • بسیار خودخواه و خودمحور هستند.
  • به شدت آسیب پذیر اما فاقد حس نگرانی برای دیگران هستند.
  • روابط را صمیمی تر از آنچه که واقعاً هستند، می پندارند.
خطرات مرتبط با این اختلال، به وجود آمدن مشکلات زیاد در روابط است؛ زیرا تمام تلاش این افراد در زندگی جذب دیگران به خودشان بوده و این حس که مورد توجه قرار نگیرند، آن ها را عذاب می دهد. در حالت افراطی زمانی که این افراد از روابط، توجه و تأیید مورد انتظار را کسب نمی کنند، ممکن است بسیار افسرده شده و حتی به خودکشی فکر کنند.
درمان
تا زمانی که مردم فکر می کنند این رفتارهای توجه طلبانه اصلاً مشکل نیستند، قاعدتاً به دنبال درمانی هم برای آن نخواهند بود. شرایط اصلی این اختلال در وهله اول، زمانی تشخیص داده می شود که فرد به دنبال دریافت مشاوره برای افسردگی، بعد از یک رابطه شکست خورده است. درمان های مناسب برای این اختلال شخصیتی شامل داروهای ضدافسردگی، مشاوره و روان درمانی هستند.

 

 

اضطراب

استاندارد

اضطراب عبارت است از یک عامل ناشناخته و نا معلوم که موجب پریشانی فکر وگاه باعث بروز علائم احساس خطر از جمله تپش قلب و رنگ پریدگی می شود. در فرآیند اضطراب  بر خلاف ترس طبیعی،  یک عامل حقیقی ترس آور یا خطرناک یا آسیب رسان وجود ندارد بلکه فقط به طور خود کار و ناخود آگاه ذهن آدمی  دچار احساس خطر می شود و هر گاه ذهن در اثر تنش های روانی و استرس های عصبی و حوادث ناخوشایند و ناگواری که در زندگی مکررا” برایمان رخ می دهد از روال عادی خارج  شود و حساسیت بیش از حد به رخداد های آتی و احتمالی پیدا کند دچار اضطراب می شویم. علل پیدایش اضطراب عوامل وراثتی، تجربه های تلخ سالهای گذشته و محیط ناآرام و عصبی است. اثرات مخرب آن بر تفکر باعث اختلال  در تمرکز حواس می شود،  قدرت تصمیم گیری و اراده را از انسان سلب می کند، او را بدبین  می سازد  و باعث می شود که انسان دیگر فرد مثمر ثمرو سودمندی نباشد یا بیش از حد به برخی چیز ها می پردازد (حالت وسواس) یا عملکرد اجتماعی وشغلی فرد مختل می شود یا بیش از اندازه به امور مهم بی توجه می شود (حالت بی تفاوتی)، دچار کاهش اعتماد به نفس  به خود می شود،احساس ترس فراگیر وجود او را می گیرد که می تواند به خاطر ترس نسبت به خطرها، دردها و امراض جسمانی  مختلف باشد. کسانی که توان کنترل خود را ندارند شدیدا” عصبانی می شوند و احساس  تسلیم و ناتوانی می کنند و قدرت مقابله با مشکلات یا بیماری ها را در خود نمی بینند همچنین جسم قادر نیست تا آرامش خود را حفظ کند و خواب راحتی داشته باشد و احساس خستگی، کوفتگی و ضعف جسمانی می کند و عصبی و بر انگیخته است و بی دلیل عصبانی می شود. سردرد، درد قفسه سینه، درد پا یا دست، درد شکم و سو» هاضمه وکم اشتهایی یا پر اشتهایی هم به سراغ فرد می آیند.

در روان‌شناسی، اضطراب مرحلهٔ پیشرفتهٔ استرس مزمن است، که هنگامی به صورت یک مشکل بهداشت روانی در می‌آید که برای فرد یا اطرافیانش رنج و ناراحتی به‌وجود آورد یا مانع رسیدن او به اهدافش شود و یا در انجام کارهای روزانه و عادی او اختلال ایجاد کند.

*علایم‌ شایع‌ بیماری

احساس‌ اینکه‌ یک‌ اتفاق‌ نامطلوب‌ یا زیانبار به‌ زودی‌ رخ‌ خواهد داد، خشک‌ شدن‌ دهان ‌، مشکل‌ در بلع ‌، یا خشونت‌ صدا ، تند شدن‌ تنفس‌ و ضربان‌ قلب ‌، تپش‌ قلب‌ ،حالت‌ لرزش‌ یا پرش‌ عضلات‌ ، ناتوانی‌ جنسی‌ ، انقباض‌ عضلات‌ ،سردرد ، کمردرد ، عرق‌ کردن‌ ، تهوع ‌، اسهال ‌، کاهش‌ وزن‌ ،خواب‌آلودگی‌ ، مشکل‌ در تمرکز ، منگی‌ یا غش‌ ، تحریک‌پذیری‌ ، خستگی‌ ، کابوس‌ ، مشکل‌ در حافظه.‌
استرس‌ با هر منشاء (مثلاً مشکلات‌ اجتماعی‌ یا مالی‌) ، سابقه‌ خانوادگی‌ اضطراب‌ ، خستگی‌ یا کار زیاد ، وقوع‌ مجدد موقعیتهایی‌ که‌ قبلاً استرس‌زا بوده‌اند یا طی‌ آنها به‌ فرد آسیب‌ رسیده‌ است‌، بیماری‌ جسمانی ، تکامل ‌طلبی‌ غیرمنطقی‌ ، ترک‌ اعتیاد و … خطر بروز اضطراب را تسریع می‌کند.
به طور کلی علل اضطراب به سه عامل زیر برمی‌گردد:
عوامل زیست شناختی و جسمانی:
در افراد مضطرب، میزان بعضی از هورمون‌های موجود در خون غیرعادی است. بنابراین هر آن‌چه که باعث اختلال در سیستم هورمونی شود، برای بدن خطر محسوب می‌شود. بارداری، کم‌کاری یا پرکاری تیروئید، پایین بودن قند خون، وجود غده‌ای در غدد فوق‌کلیوی که هورمون اپی‌نفرین تولید می‌کند و بی‌نظمی ضربان‌های قلب از این عوامل هستند. عوامل محیطی و اجتماعی:
عوامل اجتماعی و ارتباطی بسیاری باعث به‌وجود آمدن اضطراب در افراد می‌شود، مانند مشکلات خانوادگی، احساس جدایی و طردشدگی،… از عوامل محیطی می‌توان تغییرات ناگهانی و غیرمنتظره را، همچون زلزله، بیماری، مرگ یکی از نزدیکان،… نام برد.

عوامل ژنتیکی و ارثی:
 یکی از مهم‌ترین عوامل اضطراب ژنتیک است و احتمال اضطراب در فرزندان افراد مضطرب بسیار بالا است. البته الگو قرار دادن رفتار پدر و مادر و یادگیری و تکرار کارهای آنان نقش مهمی در اضطراب فرزندان دارد (عامل اجتماعی)، ولی تحقیقات و بررسی‌های انجام‌شده بر روی حیوانات و دوقلوهایی که با هم یا جدا از هم زندگی می‌کنند و از والدین مضطرب به دنیا آمده‌اند، نشان می‌دهند که عوامل ژنتیکی نیز بسیار مؤثرند.
با این وجود باور نمی‌رود که ژن به خصوصی در این مورد نقش داشته باشد، بلکه ترکیب بعضی از ژن‌ها چنین پیامدی را به دنبال دارد. طبق آخرین تحقیقات به نظر می‌رسد که عوامل ژنتیکی در بعضی انواع اضطراب مانند اختلال هراس و ترس از مکان‌های باز نقش زیادی دارد.

اختلالات ناشی از اضطراب عبارت است از پیدایش ترس مزمن، پایین بودن آستانه تحمل مشکلات و محرومیت ها، و باور قوی که دنیا محلی خطرناک و خشن است.

انواع اضطراب ها و ترس ها

۱-اختلال اضطراب فراگیر Anxiety ebzGenerali:
اگر در تمام مدت روز بدون توجه به اینکه کجا هستید یا چه کار می کنید دچار اضطراب هستید و اگر این اضطراب شش ماه یا بیشتر ادامه یابد شما دچار اضطراب فراگیر هستید که اغلب در فاصله ۲۰ تا ۴۰ سالگی در اشخاص مشاهده می شود و در میان مردها و زنها به یک اندازه رواج دارد.

۲-ترس اجتماعی یا ترس از مردم phodia Social :
این نوع ترس به شدت متداول است. فرد می ترسد که مردم او را مسخره کنند، کوچک بشمارند یا به او آسیب برسانند و او مورد حمله و آسیب دیگران قرار گیرد.

۳- فوبیای ساده یا ترس ساده phodia Simple:
این نوع ترس مثل ترس از قرار گرفتن در ارتفاع، ترس ازحیوانات، ترس از پرواز یا هواپیما، ترس از آسانسور یا پله برقی، ترس از رعدوبرق، ترس از رانندگی، ترس از تاریکی، زنده به گور شدن یا ترس از مرگ است.

۴- اختلال وحشت bisorber panic:
وحشت اضطراب غالب و شدیدی است که اغلب برای زمان کوتاهی دوام می یابد. در موقع حمله اضطراب اغلب فرد دچار سر گیجه، حواس پرتی، تپش شدید قلب، افزایش ضربان نبض، احساس گرفتگی در گلو، احساس خفگی، احساس تنگی نفس و داغ شدن بدن می شود.

۵-اسکیزوفرنی یا شیزوفرنی ophereniazSchit:
نشانه های این بیماری با نشانه های بیماری اضطراب کاملا” متفاوت است. کلمه ophereniazSchit به معنای جنون جوانی است (ozSchit به معنی فاصله، شکست و جدایی و به معنای اختلال ذهنی است و پسوند ia -نشانه بیماری است). افرادی که به بیماری اسکیزوفرنی مبتلا هستند ممکن است صداهایی را بشنوند که وجود خارجی ندارند یا خیال کنند که نیروی برق یا امواج آنها را کنترل می کند و گاهی نیز تصور می کنند که از جانب خدا مستقیما” به آنها پیام می رسد.

۶-اختلال وسواس فکری و عملی bisorber compulsive -Odssessive:
بیمار وسواس فکری و عملی برای دور ماندن از خطر، اقدامی را به تکرار انجام می دهد. رایج ترین انواع وسواس ها، وسواس به آلودگی و وسواس به شک و تردید است مثلا”هنگام ترک کردن منزل شک می کند درب منزل را قفل کرده است یا نه یا گاز را خاموش کرده است یا نه.

۷-اختلال پانیک (ترس):
حملات ترس شدید، مکرر و غیر قابل پیش بینی،حداقل به دنبال یکی از حملات یک ماه یا بیشتر، یکی از علائم نگرانی راجع به عوارض و عواقب حملات، افکار دائمی مربوط به داشتن حملات مجدد، تغییرات واضح رفتاری که به حملات وابسته است در صورتی که این حملات به علت اثر مستقیم دارو یا بیماری طبی یا با اختلاف روانی دیگری نباشند.

۸- اختلال اضطرابی منتشر:
نگرانی شدید در بیشتر روزها علائمی چون نا آرامی،خستگی زودرس، تحریک پذیری کششی عضلانی، اختلال در خواب و اشکال در تمرکز حواس که حداقل ۳ مورد از آنها با نگرانی همراه است.

۹- اختلال استرس بعد از ضربه:

سابقه ضربه بزرگ مثل حادثه تهدیدکننده حیات که پاسخ بیمار به آن ترس شدید و احساس ناتوانی بوده است. حضور دائمی ضربه یا ضربه زننده به یکی از اشکال زیر است: خوابهای تکراری، تجدید خاطره حوادث ضربه زننده، احساس اینکه حادثه در حال تکرار است، پرهیز از یاد آورنده های ضربه و بی خوابی بیش از حد.

۱۰- اختلال وسواسی(OCD):

به نظر می آید مردها و زنها را به طور یکسان تحت تاثیر قرارمی دهد و در ورزشکارانی که رقابت های سنگین دارند شایع است و اغلب برای بهترین اجرای ورزشی بسیار تطابقی است.
توضیح : موارد۶، ۹ و ۱۰ در DSM5 از اختلالات اضطرابی جدا و در طبقه ای جدا قرار گرفتند*راههای پیشگیری‌
از روشهای‌ کسب‌ آرامش‌ یا مراقبه‌ برای‌ کاهش‌ استرس‌ بهره‌ بگیرید. به‌ فکر تغییر شیوه‌ زندگی‌ خود باشید تا استرس‌ کاهش‌ یابد. استرس و اضطراب ایجاد شده را مدیریت کنید (مدیریت استرس). از تفکرات بی‌ جا و بیش از حد دوری کنید. سعی کنید در اجتماعات حضور بیشتری یابید. سعی کنید زیادی با خودتان خلوت نکنید و خود را از تنهایی دور کنید (رهایی از احساس تنهایی).

*درمان‌
اضطراب‌ عمومی‌ شده‌ را می‌توان‌ با درمان‌ کنترل‌ کرد. غلبه‌ کردن‌ بر اضطراب‌ اغلب‌ موجبات‌ زندگی‌ بهتر و رضایت‌ بخش‌تری‌ را فراهم‌ می‌آورد.

*روان درمانی
وقتی احساس کردید که دارای اضطراب هستید، بهتر است‌ تحت‌ بررسی‌ و درمان‌ از نظر موارد خاص‌ تهدیدکننده‌ یا منشاء استرس‌ که‌ در ناخودآگاه‌ شما است‌ ولی‌ وجود دارد، قرار بگیرید. به‌ فراگیری‌ روشهای‌ کاهش‌ انقباض‌ ناخودآگاه‌ عضلانی‌ مثل‌ بازخورد زیستی‌ و روشهای‌ کسب‌ آرامش‌ بپردازید. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری : فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری خود را حفظ‌ کنید. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری به کاهش‌ اضطراب‌ کمک‌ می‌کند.

از بین درمانهای غیردارویی می‌توان تن‌آرامی (آرام‌سازی) ، حساسیت زدایی، توقف تفکر، سرمشق دهی بیوفیدبک و… را مثال زد. در این روش‌ها به بیمار آموزش داده می‌شود که بدن خود را برای مقابلهٔ مؤثر و مستقیم با عوامل تنشزا آماده کند.

*دارو درمانی
امکان‌ دارد داروهای‌ ضداضطراب‌ مثل‌ بنزودیازپین‌ها برای‌ مدتی‌ کوتاه‌ تجویز شوند. امکان‌ دارد از داروهای‌ ضدافسردگی‌ برای‌ اختلال‌ هراس‌ استفاده‌ شود. از کافئین‌ و سایر مواد تحریک‌کننده ‌، و نیز الکل‌ استفاده نکنید.

*در چه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟
اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌تان علایم‌ اضطراب‌ را دارید و خود درمانی‌ نتیجه‌ای‌ نداده‌ است‌. اگر شما دچار احساس‌ ناگهانی‌ هراس‌ بیش‌ از حد شده‌اید. اگر دچار علایم‌ جدید و بدون‌ توجیه‌ شدید. داروهای‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممکن‌ است‌ عوارض‌ جانبی‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.

 

اختلال شخصیتی Personality Disorder

استاندارد

اختلال شخصیتی  Personality Disorder

imagesCASK42ZN

داشتن اختلال شخصیت یعنی شما دارای افکار سخت و ناسالم هستید و بدون توجه به موقعیت، رفتاری نادرست را انجام می دهید.
این اختلال باعث بوجود آمدن مشکلات اساسی در روابط خانوادگی، برخوردهای اجتماعی، کار و تحصیل می گردد.
البته ممکن است شما متوجه این اختلال در خود نباشید، زیرا به نظر خودتان، تفکر و رفتارتان طبیعی است و دیگران را به خاطر رفتار بدشان سرزنش می کنید.

شخصیت، بیانگر آن دسته از ویژگی‌های فردی است که شامل الگوهای ثابت فکری، عاطفی و رفتاری است این تعریف بیانگر آن دسته از ویژگی‌های فردی با ثبات چه در زمینه‌ی فکری، رفتاری یا عاطفی است.

اگر به عنوان یک نتیجه شما:

نا خشنود یا مضطرب هستید و یا شما اغلب ناراحت هستید و یا موجب آزار دیگر مردم می شوید

پس شما ممکن است دچار یک اختلال شخصیت باشید داشتن یک اختلال شخصیتی زندگی را مشکل می سازد

نشانه های کلی اختلال شخصیت :

– تغییر دائمی خلق و خو
– داشتن روابط پر تنش
– انزوای اجتماعی
– ناگهان خشمگین شدن
– گمان بد داشتن به دیگران
– مشکل در پیدا کردن دوست
– کنترل ضعیف رفتار
– سوء مصرف الکل و مواد مخدر

اختلال یا نابهنجاری بر اساس چهار خصیصه تعریف شده است که عبارتند از:

۱– پریشانی: تجربه عذاب هیجانی یا جسمانی، در زندگی متداول

۲- اختلال: کاهش توانایی فرد در انجام امور روز مره به طوری که نتواند کارهایش را به نحو مطلوب انجام دهد.

۳- به مخاطره انداختن خود و دیگران با کارهایی که انجام می‌دهند.

۴- از لحاظ اجتماعی و فرهنگی غیر قابل قبول باشد.

اشخاصی که به اختلال های شخصیتی دچار هستند، صفات شخصیتی ناسازگارانه دارند و این صفت‌ها آن‌قدر ژرف و عمیق حکاکی شده‌اند که در برابر هرگونه تغییر و دگرگونی مقاومت می‌کنند. در بیشتر مواقع این اشخاص گمان می‌کنند دیگران باید تغییر کنند تا با آن‌ها مطابقت داشته باشند و نه بر عکس. اشخاص مبتلا به اختلال‌های شخصیت خود و دنیا را به گونه‌ای تفسیر می‌کنند که برایشان به شدت ناراحت‌کننده است و یا توانایی آن‌ها را برای زندگی عادی از بین می‌برد. تجربه‌های ناسازگارانهٔ آن‌ها از خودشان و دنیا از کودکی و نوجوانی اغاز می‌شود و به‌تدریج و در همه جا بر زندگی‌شان تأثیر می‌گذارد. اختلال‌های شخصیت انواع مختلف دارد و اندیشه، احساسات، و رفتارهای مورد تجربهٔ شخص بسته به نوع اختلال شخصیت می‌تواند متفاوت باشد. شخصیت می‌تواند سازگار و یا ناسازگار باشد و این ارتباط نزدیکی با «انعطاف‌پذیری» دارد. اختلال شخصیت یعنی «رفتارهای ناسازگار و انعطاف‌ناپذیر در برخورد با محیط و موقعیت‌ها»

طبقه بندی اختلالات :

بر اساس DSM-IV-TR ده اختلال شخصیت در سه گروه طبقه‌بندی شده  است.

farhangnews_95237-276843-1412589896

گروه A افراد عجیب و نامتعارف ( مشکوک ) :

پارانوئید

اسکیزوئید

اسکیزوتایپال

گروه B افراد نمایشی-احساساتی و دمدمی ( احساسی و از روی انگیزه آنی و بدون فکر قبلی عمل کردن ) :

ضد اجتماعی

اختلالات شخصیتی مرزی

اختلال شخصیت نمایشی

خودشیفته

گروه C افراد مضطرب و هراسان :

دوری گزین

وابسته

اختلال شخصیت وسواسی جبری

سایر اختلالات شخصیت :

اختلال شخصیت افسرده

منفعل – مهاجم

اختلالات شخصیتی مرزی

اختلالات دو قطبی

Personality-Disorders

درمان افراد با اختلالات شخصیتی می تواند بر پایه روانشناسی (صحبت درمانی) و یا جسمی (دارو درمانی) باشد.

تشخیص اختلال شخصیت :

هنگامی که پزشک مطمئن شود که فرد دچار این اختلال شده است، آزمایش هایی را درخواست می کند. این آزمایش ها عبارتند از:

– معاینه جسمی: اندازه گیری قد و وزن، بررسی ضربان قلب، فشار خون، دمای بدن، گوش دادن به صدای قلب و ریه و آزمایش شکم.

– آزمایشات آزمایشگاهی: آزمایش کامل خون و بررسی عملکرد غده تیروئید.

– ارزیابی روانی: پزشک راجع به تفکرات، احساسات، روابط و رفتارهایتان از شما می پرسد. همچنین راجع به زمان شروع علائم اختلال، شدت علائم و اثر این علائم بر زندگی شما می پرسد. اگر افکار خودکشی و یا ضربه زدن به خود و دیگران را دارید به پزشک و یا روانشناس بگویید.

درمان اختلال شخصیت :

– درمان شناختی رفتاری: برای درمان رفتارها و افکار منفی.

– رفتار درمانی دیالکتیک: برای تحمل استرس و متعادل کردن احساسات و بهبود روابط با دیگران.

– روان درمانی: در این روش تمرکز بر افزایش آگاهی از افکار و رفتارهای ناخودآگاه، رشد انگیزه های جدید و حل کردن درگیری ها است.

– آموزش روان: به دوستان و اقوام فرد راجع به این اختلال آگاهی لازم داده می شود.

– داروها: داروهای ضدافسردگی، ثابت کننده خلق و خو، ضد اضطراب و ضدجنون استفاده می شود.

در موارد شدید و مواردی که ضربه به خود و دیگران می زنند، بیمار باید در بیمارستان بستری گردد.

نوع درمانی که پیشنهاد میشود بستگی دارد به:

ترجیح فرد( بیمار یا استفاده کننده از خدمات)

نوع اختلال شخصیتی

دسترسی نوع درمان در ناحیه جغرافیایی

اگر شما یک اختلال شخصیتی دارید شما ممکن است اصلاً نیازی به درمان نداشته باشید ولی شما ممکن است درمان دارویی و یا صحبت درمانی وگاهی هر دو را مفید یابید. بستری در بیمارستان معمولاً به عنوان آخرین پناهگاه می باشد . ( مثلاً وقتی یک فرد با اختلال شخصیتی مرزی خودزنی بدی را انجام دهد) و فقط برای کوتاه مدت می باشد. تعداد زیادی از کمکهایی که فقط در بخشهای بیمارستان قابل ارائه بوده اکنون در درمانگاهها ویا مراکز روزانه در دسترس می باشند .

کمک توسط خود:

سعی کنید وقتی تحت فشار قرار می گیرید گره را باز کنید.گرفتن یک دوش آب گرم یا قدم زدن.- شما ممکن است ورزش یوگا، ماساژ یا درمان با رایحه خوش را مفید یابید.

مطمئن شوید که شما یک خواب خوب شب دارید ولی اگر نمی توانید بخوابید ناراحت نشوید.

مراقب سلامت جسمی و آنچه می خورید باشید. شما احساس بهتری را خواهید داشت وقتی یک رژیم غذایی متعادل با مقدار زیادی سبزیجات و میوه جات داشته باشید.

از مصرف زیاد الکل و داروهای خیابانی و مخدر اجتناب نمائید.

مقداری ورزش منظم انجام دهید این نباید شدید باشد. حتی پیاده شدن از اتوبوس یک ایستگاه زودتر ویا راه رفتن در بقیه مسیر می تواند موثر باشد.

  • در شرایطی که کارها دچار اشکال شده است و یا در یک شرایط تحت فشار قرار گرفته اید درمان شوید( البته نه الکل یا مواد مخدر).

به یک علاقه و یا سرگرمی روی آورید. این روش خوبی است تا دیگران را ملاقات کرده و به فکر خود در مواجه با فشارهایی که همه ما روزانه برخورد می کنیم استراحت دهید.

در مورد آنچه احساس می کنید با یک نفر صحبت نمائید. او می تواند یک دوست و یا فامیل و یا اگر ترجیح می دهید یک درمانگرو یا یک مشاور باشد. اگر شما به درمانگرو یا مشاور دسترسی نداریدی به پزشک عمومی خود مراجعه نمائید.

جستجوی اطلاعات در اینترنت یک منبع خوب می باشد. ( اطلاعات تکمیلی را ببینید)

اگر کارها واقعاً دشوار هستند سعی کنید به بنگاه نیکوکاری تلفن نمائید( اطلاعت تکمیلی را ببینید)

زندگی با کسی که یک اختلال شخصیتی دارد:

شما ممکن است در مورد اثرات اختلال شخصیتی روی آنها و یا حتی روی زندگی خودتان نگران باشید. آنها چه واکنشی نشان خواهند داد اگر شما در این باره با آنها صحبت نمائید.اگر آنها نگرانی شما را جدی می گیرند اطلاعات بیشتری را از منابعی که در انتهای این جزوه آمده است جمع نمائید. حتی اگر آنها متوجه هیچ مشکلی در حال حاضر نیستند ممکن است در آینده متوجه شوند. زندگی روزانه با فردی که دارای اختلالات شخصیتی می باشد می تواند مشکل باشد ولی این همیشه مشکل نیست . فضا دادن به این افراد ، گوش دادن به آنها و تصدیق کردن دلواپسی هایشان و درگیر کردن دیگران ( دوستان، فامیل و بعضی مواقع حرفه ای های سلامت روان – پرستارها ، درمانگرها و پزشکان) می توانند همه مفید باشند. مراقبت از سلامت جسمی و روانی خود همچنین مهم می باشد.

در حدود ۴۰ تا ۷۰ درصد افراد در بخش روانپزشکی یک اختلال شخصیتی خواهند داشت

۳۰ تا ۴۰ درصد از بیماران روانپزشکی که توسط سرویسهای روانپزشکی در جامعه تحت درمان قرار گرفته اند یک اختلال شخصیتی خواهند داشت.

در حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد از بیماران دیده شده توسط پزشک عمومی یک اختلال شخصیتی خواهند داشت.

 

یک تکنیک ساده برای سرما نخوردن

استاندارد

 

سی1

نتایج یک پژوهش نشان می دهد افرادی که مدام تصور می کنند از سلامتی بالایی برخوردار نیستند و احساس مریضی می کنند، بیشتر در معرض بیماری های زمستانی مانند سرماخوردگی قرار می گیرند.

فاطمه مهدی پور – بخش سلامت تبیان
سرماخوردگی

اگر می خواهید زمستان امسال را بدون سرماخوردگی به پایان برسانید، مطالعه ی این مطلب را از دست ندهید.
محققان آمریکایی عاملی را کشف کرده اند که به واسطه ی آن برخی افراد دو برابر بیشتر در معرض سرماخوردگی قرار می گیرند.
اگر تصور می کنید این عامل جزو ویروس های شایع است و پای انواع میکروب ها در میان است اشتباه می کنید.
برای پیشگیری از سرماخوردگی کافیست فکر مریضی را از سر خود بیرون کنید، یعنی اینکه با خود فکر کنید سالم و سرحال هستید، همین!
نتایج یک پژوهش آمریکایی که توسط محققان Carnegie Mellon Universityانجام شده است نشان می دهد افرادی که مدام تصور می کنند از سلامتی بالایی برخوردار نیستند و احساس مریضی می کنند بیشتر در معرض بیماری های زمستانی مانند سرماخوردگی قرار می گیرند.

افکار منفی روی سیستم ایمنی بدن تاثیر می گذارد

محققان برای دستیابی به این نتایج از ۳۶۰ داوطلب ۳۳ ساله دعوت به همکاری کردند. از آنها خواسته شد که سلامت خود را با قید «عالی»، «خوب»، «متوسط» و یا «ضعیف» ارزیابی کنند. سپس همه ی این افراد به مدت کمتر از پنج روز در معرض میکروب هایی قرار گرفتند که باعث سرماخوردگی می شوند.
در پایان محققان مشاهده کردند افرادی که سلامتی خود را خوب، متوسط و ضعیف ارزیابی کرده بودند دو برابر بیشتر از افرادی که نمره ی عالی را به سلامتی خود داده بودند، در معرض بیماری قرار گرفتند.
البته محققان سبک زندگی، مشکلات سلامتی و بهداشت زندگی این افراد را در نظر نگرفتند. این محققان صرفا به دنبال نشان دادن تاثیر وضعیت روحی افراد و قدرت افکار منفی روی سیستم ایمنی بدن بودند.
بنابراین محققان نتیجه ای قطعی از این بررسی ها نگرفته اند، اما تاکید دارند که افکار مثبت و خوش بینی روی سلامت افراد تاثیر دارد.

اختلال‌ خلقی‌ فصلی‌ (seasonal affective disorder(sad)

استاندارد

او2

اختلال‌ خلقی‌ فصلی‌ تغییر فصلی‌ خلق‌ که‌ در طی‌ فصل‌ زمستان‌ بروز کرده‌ و با آمدن‌ بهار برطرف‌ می‌گردد. علایم‌ این‌ عارضه‌ معمولاً در ماه‌ شهریور که‌ روزها شروع‌ به‌ کوتاه‌ شدن‌ می‌کنند آغاز شده‌، در طی‌ زمستان‌ تا ماه‌ اسفند که‌ روزها دوباره‌ شروع‌ به‌ بلند شدن‌ می‌کنند ادامه‌ می‌یابد. روشنایی‌ نقش‌ مهمی‌ در ایجاد و نیز درمان‌ این‌ اختلال‌ دارد. این‌ عارضه‌ هم‌ در بزرگسالان‌ و هم‌ در کودکان‌ بروز کرده‌ و در خانم‌ها شایعتر است‌. در موارد نادر، این‌ اختلال‌ فصلی‌ خلق‌ در ماه‌های‌ تابستان‌ بروز کرده‌ و ممکن‌ است‌ ناشی‌ از عدم‌ تحمل‌ گرما باشد.

علایم‌ شایع‌

علایم‌ زیر در آغاز زمستان‌ بروز می‌کنند:
افسردگی‌
خستگی‌
سستی‌ و تنبلی‌
افزایش‌ اشتها (به‌خصوص‌ نسبت‌ به‌ کربوهیدرات‌ها)
افزایش‌ وزن‌
تحریک‌پذیری‌
نیاز بیشتر به‌ خواب‌
احساس‌ شادی‌ کمتر
تمایل‌ کمتر برای‌ شرکت‌ در فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری های‌ اجتماعی‌ اختلال‌ در تطبیق‌ دادن‌ خود با زندگی‌ در اثر تغییرات‌ فوق‌

علل‌

غده‌ پینه‌آل‌ (یکی‌ از اعضای‌ تنظیم‌گر بدن‌) در مغز، هورمونی‌ به‌نام‌ ملاتونین‌ ترشح‌ می‌کند که‌ می‌تواند اثر منفی‌ بر روی‌ خلق‌ داشته‌ باشد. در محیط‌ روشن‌ (در طی‌ روز) میزان‌ ترشح‌ ملاتونین‌ بسیار اندک‌ است‌؛ حداکثر میزان‌ ترشح‌ آن‌ در شب‌ و بین‌ ساعت‌های‌ ۳-۲ صبح‌ است‌. در فصل‌ زمستان‌ که‌ طول‌ مدت‌ شب‌ در آن‌ طولانی‌تر است‌ ترشح‌ ملاتونین‌ افزایش‌ یافته‌ و بنابراین‌ سطح‌ آن‌ در بدن‌ نیز افزایش‌ می‌یابد. روشن‌ بودن‌ چراغ‌ در حد معمول‌ شب‌ها در منزل‌ یا دفتر کار برای‌ خنثی‌ کردن‌ یا اثر فصل‌ زمستان‌ ناکافی‌ است‌.

عوامل تشدید کننده بیماری

موقعیت‌ جغرافیایی‌ (افراد ساکن‌ در عرض‌های‌ جغرافیایی‌ شمالی‌ کره‌ زمین‌ نسبت‌ به‌ این‌ اختلال‌ مستعدترند).
وجود سایر بیماری‌های‌ منجر به‌ افسردگی‌

پیشگیری‌

هیچ‌ اقدام‌ خاصی‌ برای‌ پیشگیری‌ از این‌ اختلال‌ شناخته‌ نشده‌ است‌.

عواقب‌ موردانتظار

با تشخیص‌ و درمان‌ صحیح‌، علایم‌ این‌ اختلال‌ را می‌توان‌ به‌ حداقل‌ رساند.

عوارض‌ احتمالی‌

تداوم‌ علایم‌ در طول‌ زندگی‌ و ایجاد اختلال‌ در زندگی‌

درمان‌

 شیم3

اصول‌ کلی‌

تشخیص‌ این‌ اختلال‌ ممکن‌ است‌ مشکل‌ باشد زیرا سایر انواع‌ افسردگی‌ نیز ممکن‌ است‌ همین‌ علایم‌ را داشته‌ باشند.
– آزمایش‌های‌ خون‌ برای‌ رد سایر اختلالات‌ طبی‌ احتمالی‌ ممکن‌ است‌ انجام‌ شود. تشخیص‌ این‌ اختلال‌ معمولاً نیاز به‌ یک‌ بررسی‌ سه‌ساله‌ تغییرات‌ خلقی‌ دارد؛ چنانچه‌ این‌ تغییرات‌ خلقی‌ در پاییز شروع‌ شده‌ و با آمدن‌ بهار فروکش‌ نمایند این‌ تشخیص‌ تأیید می‌گردد.
– علایم‌ خفیف‌ ممکن‌ است‌ با اقدامات‌ ساده‌ زیر قابل‌ برطرف‌ شدن‌ باشند: پرده‌های‌ اتاق‌ را کنار بزنید؛ در کنار پنجره‌ بنشینید و به‌طور مکرر به‌ بیرون‌ نگاه‌ کنید. در روزهای‌ ابری‌ از چراغ‌های‌ پرنور استفاده‌ کنید. تغییرات‌ خلقی‌ خود را به‌طور روزانه‌ ثبت‌ کنید تا هرگونه‌ تغییر خلقی‌ یا الگوی‌ خلقی‌ بعداً قابل‌ ارزیابی‌ باشد. خود را منزوی‌ نکنید (به‌ ملاقات‌ دوستان‌ رفته‌، از نمایشگاه‌ها دیدن‌ کنید و…). به‌ پیشنهادهای‌ ذکرشده‌ در قسمت‌ «فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری » توجه‌ کنید.
– سایر درمان‌ها در این‌ زمینه‌ هنوز مراحل‌ تکاملی‌ خود را طی‌ می‌کنند، ولی‌ اساس‌ آنها را معمولاً طولانی‌ کردن‌ روز به‌طور مصنوعی‌ با روش‌های‌ مختلف‌ یا نوردرمانی‌ تشکیل‌ می‌دهد. مدت‌ و شدت‌ درمان‌ ممکن‌ است‌ در افراد مختلف‌ متفاوت‌ باشد و تعیین‌ آن‌ باید با همفکری‌ شما و تیم‌ پزشکی‌ شما صورت‌ گیرد. اگرچه‌ این‌ منابع‌ روشنایی‌ به‌صورت‌ تجاری‌ در دسترس‌ قرار دارند، توصیه‌ می‌شود که‌ بدون‌ دستور پزشک‌ از آنها استفاده‌ نشود. نمونه‌هایی‌ از این‌ درمان‌ها به‌شرح‌ زیر است‌: ۱ ـ روزی‌ یک‌ ساعت‌ صبح‌ و عصر زیر یک‌ چراغ‌ بسیار پرنور (معادل‌ لامپ‌های‌ ۱۰۱۰۰ وات‌ یا بیشتر) بنشینید. واژه‌ لوکس‌ (LUX) که‌ معادل‌ لاتین‌ واژه‌ روشنایی‌ (light) در انگلیسی‌ است‌، واحد اندازه‌گیری‌ برای‌ نوردرمانی‌ است‌. ۲ ـ از یک‌ کلاه‌ آفتاب‌گردان‌ دارای‌ چراغ‌های‌ کوچک‌ روشن‌شونده‌ با باتری‌ که‌ روشنایی‌ را مستقیماً بر روی‌ چشم‌ها می‌اندازد استفاده‌ کنید.
– در برخی‌ بیماران‌ نوردرمانی‌ مؤثر نبوده‌ و ممکن‌ است‌ انواع‌ دیگر درمان‌ نظیر دارودرمانی‌ یا روان‌درمانی‌ لازم‌ گردد.

داروها

داروهای‌ ضدافسردگی‌ در بیمارانی‌ که‌ به‌ سایر درمان‌ها پاسخ‌ نمی‌دهند ممکن‌ است‌ تجویز گردد.

فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری

در حد توان‌ و انرژی‌ خود به‌ فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری بپردازید. فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری فیزیکی‌ تقریباً همیشه‌ برای‌ اختلالات‌ خلقی‌ اثر درمانی‌ دارد.
تا آنجا که‌ ممکن‌ است‌ در محیط‌ باز قرار گیرید به‌خصوص‌ در روشنایی‌ اول‌ صبح‌.
در فصل‌ زمستان‌ به‌ مناطق‌ گرمسیر مسافرت‌ نمایید.

رژیم‌ غذایی

1-21

از یک‌ رژیم‌ طبیعی‌ متعادل‌ برای‌ حفظ‌ سلامتی‌ مطلوب‌ استفاده‌ کنید.

درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود؟

اگر شما یا یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌تان دارای‌ علایم‌ اختلال‌ خلقی‌ فصلی‌ باشید.
اگر علایم‌ با وجود درمان‌ ادامه‌ یافته‌ یا تشدید شوند.

 

سی3

 

اختلال وسواس فکری یا عملی

استاندارد

وس3

اختلال وسواس فکری یا عملی (به انگلیسی: O.C.D)

این بیماری یک اختلال اضطرابی مزمن است که با اشتغال ذهنی مفرط درمورد نظم و ترتیب و امور جزئی و همچنین کمال‌طلبی همراه است، تا حدی که به از دست دادن انعطاف‌پذیری، صراحت و کارایی می‌انجامد.

در اختلال وسواسی-فکری عملی افکار وسواس‌گونه و اضطرابآور با وسواس‌های عملی همراه می‌شود. این وسواس‌های عملی کارهایی وسواس‌گونه هستند که شخص برای کوشش در راه کاهش وسواس‌های فکری خود انجام می‌دهد. این کردارها تکراری و کلیشه‌ای و تا اندازه‌ای غیرارادی هستندریشه بیماری وسواس اضطراب است و بیماری به دو شکل فکری و عملی بروز می‌کند. چنانچه بیمار در برابر انجام عمل وسواسی مقاومت کند، اضطرابش بیشتر می‌شود.

هجوم افکار یعنی اینکه در مواقعی فرد با افکار بسیار زیادی روبرو می شود که همگی اضطراب زا هستند فکرهای ریز و درشتی که هرکسی را می تواند در وحشت و ترس فرو ببرد و ذهن افراد را بسیار درگیر خود کند و به خیلی از چیزها حساس کند حتی به کوچکترین صداها هم حساس می شوند ولی اگر از بیرون به تمام این افکار دقت شود اصلا جایی برای نگرانی وجود ندارد اما همین که سلسله وار و پشت سر هم هستند می تواند فرد را بسیار ناراحت و مضطرب کند.

افرادی که به آنها گفته می شود وسواس فکری و یا اختلالات دیگر اضطرابی دارند در جلسات اول مشاوره به آنها تکنیک توقف را آموزش می دهند در واقع هروقت دچار این  حالت شدند باید بلند به خودشان و افکارشان بگویند توقف تا اینکه جلوی سیل این افکار را بگیرند که در بعضی از اوقات این روش کارایی و اثر مناسبی دارد، البته بعضی از مشاورین هم به مراجعه کننده هایشان می گویند که به دستشان کشی ببندند که هروقت با این شرایط روبرو شدند این کش را بکشند تا اینکه از ضربه آن به خودشان یاد آوری کنند که همه ی این نگرانی ها تنها فکر است و نباید افراد درگیر آن شوند و با این افکار دچار ترس شوند. کلا این افکار برای هرکسی متفاوت می تواند باشد کسی از دیوانه شدن می ترسد کسی دیگر از مشکلات آینده می ترسد فرد دیگری از کمبود اعتماد بنفس، خطاهایی که در گذشته انجام داده است، ناراحت می شود و خودش را بسیار مقصر می داند. این سیل افکار که به عنوان هجوم افکار شناخته می شود می تواند هر فرد عادی را نگران کند. در ادامه می خواهم به چند مورد ساده اشاره کنم که اگر وارد این حلقه ترس شدید می توانید از آن استفاده کنید کما اینکه ساده است اما بستگی دارد که چقدر خلاق باشید و بتوانید سریعتر خودتان را از این حلقه افکار خارج کنید.

۱- وارد صحبت با دیگران شوید

شاید وقتی گرفتار این نوع از افکار می شوید راحت نباشد که با دیگران ارتباط قویی ایجاد کنید و ذهنتان بسیار درگیر افکار اضطرابی شده باشد اما اگر شما در این مواقع با دیگران ارتباط کلامیتان را بیشتر کنید کمتر درگیر این افکار می شوید و از شدت آن کم می کنید و با محیط اطرافتان ارتباط بیشتری پیدا می کنید و ترس این افکار برای شما کمتر می شود و به مرور متوقف می شوند.

۲- فعالیت بدنی

دو نوع فعالیت داریم یکی جسمی یکی دیگر هم ذهنی وقتی که همه انرژی را به ذهنمان می دهیم خوب توقع اینکه آرامش زیادی داشته باشیم سخت تر است شما باید فعالیت جسمی بیشتری داشته باشید، وقتی انرژی بیشتری روی این قسمت می گذارید بهتر می توانید از پس فعالیت های ذهنیتان بربیایید.

وس2

۳- استفاده درست از فعالیت ذهنیتان

اگر قرار باشد که بهتر از این انرژی ذهنیتان استفاده کنید می توانید مشغول فعالیتهای بهتری شوید مثلا اینکه شروع کنید به نوشتن هرچی که در ذهنتان می رسد و یا اینکه کتابی جذاب بخوانید تا اینکه تمرکزتان به چیزهای با اهمیت کشیده شود.

البته هجوم افکار می تواند برای افراد نگران کننده باشد و احساس کنند که دارند کنترلشان را از دست می دهند که این اتفاق نمی افتد، و با این افکار شما کنترلتان را از دست نمی دهید.

درمان وسواس فکری شامل سه مرحلهٔ روان‌درمانیِ شناختیِ رفتاری، رفتاردرمانی و دارودرمانی است.

درمان دارویی برای اختلال وسواس اجباری نیز یکی از مراحل مهم در فرایند بهبودی بیمار است. برای درمان اختلال وسواس اجباری از داروهایی در گروه Selective Serotonin Reuptake Inhibitor (SSRI) استفاده می‌شود. این داروها که اصطلاحاً آنها را مهارکنندهٔ انتخابی بازجذب سروتونین می‌نامیم، مقدار ترشح سروتونین در مغز را افزایش می‌دهند. در مغز بیماران مبتلا به اختلال وسواس اجباری، سروتونین بسیار کمی ترشح می‌شود و یا مقدار ترشح شده توسط عصب‌های presynaptic جذب و نابود می‌شود.

از جمله داروهای رایجی که برای درمان اختلال وسواس اجباری تجویز می‌شوند و در گروه SSRIها جای می‌گیرند، می‌توان به فلوکستین (Fluoxtine)، سرترالین (Sertraline)، سیتالوپرام (Citalopram)، پاروکستین (Paroxetine) و اسیتالوپرام (Escitalopram) اشاره کرد. در درمان اختلال وسواس اجباری همچنین از دارویی‌هایی چون اولانزاپین (Olanzapine) و رسپریدون (Respridone) استفاده می‌شود.

این گروه از داروها معمولاً بازخورد بسیار خوبی در درمان اختلال وسواس اجباری می‌دهند و اثرات جانبی بسیار کمی دارند. سردرد، کم‌خوابی، اسهال و هیجان از جمله اثرات جانبی این داروها هستند.

 

مواد غذایی سرشار از سروتونین میل کنید :

کاکائو و شکلات سیاه و همچنین آجیل‌ها، کیوی، آناناس، گیلاس، گوجه‌فرنگی، موز و آلو از بهترین منابع غذایی سروتونین می‌باشند. برای اینکه خوشحال و سرحال زندگی را سپری کنید این مواد غذایی را بیشتر مصرف کنید.

اوتیسم یا دَرخودماندِگی ومنگولیسم یا سندرم یا نشانگان داون چیست؟

استاندارد

دَرخودماندِگی (به انگلیسی: Autism)

 

او1

نوعی اختلال رشدی (از نوع روابط اجتماعی) است که با رفتارهای ارتباطی، کلامی غیرطبیعی مشخص می‌شود. علائم این اختلال تا پیش از سه سالگی بروز می‌کند و علّت اصلی آن ناشناخته‌است. این اختلال در پسران شایع‌تر از دختران است. وضعیت اقتصادی، اجتماعی، سبک زندگی و سطح تحصیلات والدین نقشی در بروز درخودماندگی ندارد. هستهٔ مرکزی اختلال در درخودماندگی، اختلال در ارتباط است.

علایم اوتیسم شامل:

علائم اوتیسم معمولا از ۹ ماهگی قابل تشخیص است اما در ۳-۲ سالگی کاملا مشخص می شود مگر در موارد بسیار خفیف که ممکن است در نوجوانی یا جوانی تشخیص داده شود. علائم در ۳ حوزه ارتباط، کلام و علایق و رفتارهای تکراری دیده می شود.

  • تاخیر در یاد گیری صحبت کردن و یا اصلا صحبت نکردن.

  • کودک ممکن است ناشنوا بنظر برسد حتی اگر آزمایش شنوایی سنجی را طی کرده و نتایج آزمایش شان نرمال باشد.

  • انواع رفتارها، علایق و بازی های تکراری. برای مثال تاب خوردن مداوم، علاقه غیرطبیعی به بعضی از اشیاء و ناراحت شدن در صرت تغییر برنامه روتین زندگی.

  • ناتوانی در گفتن اسم، برقراری ارتباط چشمی، اجتناب از نوازش شدن و بقل شدن و یا کمک نخواستن.

  • ناتوانی از شروع مکالمه و صحبت با دیگران و یا عدم توانایی در حفظ مکالمات.

  • حساس بودن به نور، صدا و یا لمس شدن و در عین حال بی توجه به درد.

  • عادات غذایی عجیب، همچون خوردن تعداد کمی از انواع غذا و یا خوردن مواد غیرخوراکی همچون گچ یا خاک.

  • رفتار خودزنی مثلا کوبیدن سر به زمین یا دیوار و یا با دست ها.

در موارد متوسط تا شدید، این کودکان ارتباط چشمی ندارند اما در موارد خفیف فقط ارتباط کلامی برقرار نمی کنند.

متاسفانه دو سوم کودکان مبتلا کم توان ذهنی هستند و یک سوم آنها هوش معمولی دارند. این کودکان در برخی مسائل نبوغ خاصی دارند. مثلا ممکن است علاقه خاصی به سیاره ها داشته باشند و با کمترین تلنگری اطلاعاتی را در این زمینه حفظ کنند و اگر در جمع قرار بگیرند در مورد این مسائل صحبت کنند. معمولا هم به پیام های ارتباطی دیگران مثل اینکه «بس است» یا «خسته شدیم» توجهی ندارند.

نحوه درمان اوتیسم :

 

او2

هرچند درمان کاملی برای بیماری اوتیسم وجود ندارد، ترکیبی از درمان های خانگی و مدرسه‌ای می تواند به درمان این بیماری کمک نماید. هدف درمان افزایش عملکرد کودک با کاهش شدت بیماری می باشد. پزشک کودکتان بسته به مشکل و شدت آن یکی از درمان های زیر و یا ترکیبی از آنها را پیشنهاد می کند.

  • درمان های رفتاری و ارتباطی

  • درمان های آموزش

  • درمان های خانوادگی

  • درمان دارویی

کودکان مبتلا به اوتیسم ممکن است به بیماری های دیگر ناشی از اوتیسم همچون بیماری صرع، اختلالات خواب و مشکلات معده باشند و باید در کنار درمان اوتیسم به درمان این بیماری ها هم پرداخت.

کارآمدترین روش درمانی، توانبخشی است.برخی از نمونه های آماری استفاده از شیر شتر به عنوان یک درمان موثر برای این بیماری پذیرفته شده است.

سندرم دان چیست ؟

 

دا1

سندرم یعنی مجموعه علائم بدنی و ذهنی عارضه ای خاص و دان نام پزشک انگلیسی است که در حدود ۲۰۰ سال قبل این مجموعه علائم را کشف نمود . علت این پدیده نوعی بی نظمی در ترتیب کروموزومی است که در مراحل جنینی و هنگام تقسیم سلولی رخ می دهد. کسانی که سندرم دان دارند در سلولهای بدن خود به جای ۴۶ کروموزوم ۴۷ کروموزوم دارند.


سندرم یا نشانگان داون که در گذشته منگولیسم نیز نامیده می‌شد، یک بیماری ژنتیکی است که به دلیل افزایش تعداد کروموزم ۲۱ به وجود می‌آید. این بیماری دارای علایم مختلف از جمله ناهنجاری‌های عمده و یا خفیف در ساختار یا عملکرد ارگان‌های مختلف بدن می‌باشد. از جمله علایم عمده و زودرس که تقریباً در همه این بیماران مشاهده می‌شود، وجود مشکلات یادگیری و نیز تاخیر رشد و نمو می‌باشد.

تشخیص قطعی سندرم دان با اتکا به مشخصات ظاهری نوزاد قدری دشوار است.

 

دا2

به همین دلیل با انجام کار یوتیپ ((karyo type تشخیص قطعی ممکن می شود . برخی خصوصیات ظاهری نوزاد با سندرم دان که با شدت و ضعف متفاوتی بروز می کند و الزاما همه آنها در این نوزادان وجود ندارد عبارت است از :

۱- شل بودن عضلات بدن

۲- نرمی مفاصل و قابلیت خم شوندگی بیش از حد معمول

۳-نیم رخ تخت بینی کوچک و چشم ها کشیده و بادامی

۴- بزرگی عضله زبان نسبت به دهان

۵-تک شیار عمیق در کف دست

۶- فاصله بیش از معمول بین انگشت شصت پا و انگشتان کناری

مشکلاتی که ممکن است در برخی از نوزادان باسندرم دان بروز کند عبارت است از : ناراحتی های قلبی مادرزادی . ابتلا سریع به بیماریهای عفونی . مشکلات تنفسی و برخی ناراحتیهای گوارشی باید توجه داشت که موارد یاد شده در حد احتمال است و پیشرفتهای علم پزشکی درمان اکثر آنها را امکان پذیر ساخته است به گونه ای که افراد با سندرم دان تا سنین بالا ( حدود ۵۵ سالگی ) می توانند به سلامت زندگی کنند.

افراد با سندرم دان مراحل رشد ذهنی و جسمی را نسبت به دیگر افراد با تاخیر سپری می کنندآنها نسبت به هم سالان خود نشستن . راه رفتن . صحبت کردن . بازی کردن و فعالیتهای دیگر را دیرتر می آموزند . اما امروزه با کمک علم توانبخشی ( کار درمانی .گفتاردرمانی . بازی درمانی و….) می توان در سرعت رشد حرکتی و ذهنی کودکان با سندرم دان بسیار موثر بود. از این روباید به نیازهای توانبخشی این کودکان از بدو تولد توجه نمود.

 

محدوده سنی سندرم دان

محدوده سنی معمول

نشستن بدون تکیه

۶ تا ۳۰ ماهگی

۵ تا ۹ ماهگی

چهار دست و پا رفتن

۸ تا ۲۲ ماهگی

۶ تا ۱۲ ماهگی

ایستادن

۱ تا ۳ سالگی

۸ تا ۱۷ ماهگی

راه رفتن به تنهایی

۱ تا ۴ سالگی

۹ تا ۱۸ ماهگی

تک کلمه

۱ تا ۴ سالگی

۸ تا ۲۳ ماهگی

عبارتهای دو کلمه ای

۲ تا ۷ سالگی

۱۵ تا ۲۲ ماهگی

غذا خوردن با انگشتان

۱ تا ۲۴ ماهگی

۷ تا ۱۴ ماهگی

نوشیدن با لیوان

۱۲ تا ۳۲ ماهگی

۹ تا ۱۷ ماهگی

استفاده از قاشق

۱۳ تا ۳۹ ماهگی

۱۳ تا ۲۰ ماهگی

کنترل ادرار

۲ تا ۷ سالگی

۱۶ تا ۴۲ ماهگی

مراقبتهای اولیه مورد نیاز که باید در مدت کوتاهی پس از تولد کودک ارائه گردد. زمینه ای فراهم می کند تا کودک با سندرم دان حداکثر استعداد خود را بروز دهد .

 

دا3

برنامه های مناسب آموزشی و مراقبتهای پزشکی است که بدون شک افراد با سندرم دان را عضو مفید و موثر خانواده و جامعه میسازد .

 

 

زندگی بدون استرس

استاندارد

اس1

شما هم نمی توانید از شر نگرانیهایتان خلاص شوید؟ آیا شما هم جزو کسانی هستید که به دلیل استرس و نگرانی، نمی توانند درست تصمیم بگیرند؟ لذا هفت پیشنهاد زیر، برای دور ساختن نگرانی‌هایتان مفید خواهد بود، البته فراموش نکنیم کمی نگرانی، برای رسیدن به اهداف ما لازم است، اما مشکل زمانی است که نگرانی ما، تعادل سیستم عصبی ما را بر هم میزند و سلامتی ما را تهدید می کند.

۱: چیزهایی را که نمی‌توانید تغییر دهید فراموش کنید.

اگر شما نگران چیزی هستید که در گذشته اتفاق افتاده است، باید فراموشش کنید. زمانی که نگران هستید، ذهنتان در حل مشکلات به اندازه کافی کارایی ندارد، بنابراین برای منطقی فکر کردن بایستی با آن مقابله نمایید. خاطرات بد گذشته همچون سم، سلامتی ما را تهدید می کنند، بنابراین شما باید باری که از گذشته بر دوش دارید را به خاک بسپارید و به جلو حرکت کنید.

۲: نگرانی‌های خود را لیست کنید.

همه چیزهایی که باعث نگرانی شما شده‌اند از قبیل صورت حساب‌ها و قبض ها، شغلتان، موتور خودرو و … همه را لیست کنید، به طوری که عامل شماره ۱۰ بیشتر از بقیه موجب نگرانی شما شده است. سپس تلاش کنید که این نگرانی را یکی یکی برطرف نمایید و هر بار که برطرف شد، بر روی آن خط بکشید و خواهید دید هر خط کشیدن چقدر به آرامش شما کمک می‌کند.

۳: افکار خود را سامان دهید.

اگر شما نگرانی کهنه ای دارید، تلاش نمایید افکار خود را کنترل نمایید قبل از اینکه این افکار، کنترل شما را به دست بگیرند. برای این کار، هر زمانی که یک فکر منفی به سراغتان می‌آید،سعی کنید جنبه مثبت آن‌را مد نظر قرار دهید. هر بار که نگران می‌شوید، فکر کنید “آیا این نگرانی، به من کمک خواهد کرد؟” اگر جوابتان منفی است، یا به طور کامل آن‌را نادیده بگیرید یا اگر توانستید آن‌را به یک فکر مثبت تبدیل کنید. این مسئله ممکن است در ابتدا دشوار به نظر برسد، اما در نهایت جزئی از ناخودآگاه رفتار شما خواهد شد و خواهید دید تبدیل افکار منفی به مثبت بسیار سازنده تر از مقابله با این افکار منفی خواهد بود.

۴: ذهن خود را با تمرین‌های آرامش اعصاب از افکار منفی منحرف سازید.

هنگامی که ما نگران هستیم – به خصوص چند نگرانی همزمان – مغز ما نمی‌تواند یک راه حل منطقی برای مشکلات بیابد. منطقی اندیشیدن، نیاز به دلی آرام دارد. سعی کنید چند بار هوا را از طریق بینی داخل هدایت و از دهان خارج نمایید. پس از چند دقیقه آرامش، تنش، شما را رها می کند و در موقعیت بهتری برای مقابله با مشکلتان خواهید بود.

۵: گفتگو با دوستان و خانواده.

یک مشکل مشترک، نیمی از یک مشکل است. با خانواده ، یک دوست خوب، و یا یک دکتر، درد دل کنید. گاهی اوقات گفتن مشکلات با صدای بلند می‌تواند مستقیماً افکارتان را به مغزتان برساند!! مخصوصاً اگر نگرانی شما در مورد چیز بی اهمیتی باشد، گفتن آن را با صدای بلند کمک می‌کند، بهتر درک کنید که مشکلتان ارزش نگرانی را ندارد. خندیدن و گریه کردن با کسانی که با آنها احساس همدلی می‌کنید، بدون اینکه نگران باشید درباره شما چه فکر می کنند، راه سالمی برای از بین بردن استرس می‌باشد.

۶: مقابله با مشکلات کله گنده.

برخی از نگرانی‌های را نمی‌توانید از طریق صحبت کردن با دیگران و یا آرامش اعصاب برطرف نمایید. این مشکلات نیاز دارند کاری درباره آن‌ها انجام شود. گاهی اوقات، چیزهای زیادی در ذهن ما است که ما نمی‌دانیم که در وهله اول چگونه با آن برخورد نماییم. تصمیم بگیرید و به سراغ آن بروید، هر چه زودتر سراغش بروید و با آن مقابله نمایید زودتر هم به جواب خواهید رسید.

۷: وسعت نظر داشتن نسبت به مشکلات.

اجازه ندهید که مسائل کوچک به شما غلبه نمایند. سعی کنید با دید وسیع‌تری به آن‌ها بنگرید. آیا مشکل شما واقعاً به بدی که شما در ذهنتان ساخته‌اید هست؟ بسیاری از مردم با مشکلات بزرگ‌تری دست و پنجه نرم می‌کنند. آیا این مشکل را می‌خواهید تا آخر عمر به دوش بکشید؟ آیا غیر از این است کمتر چند هفته و یا نهایتاً چند ماه دیگر برطرف خواهد شد؟ پس چه جای نگرانی وجود دارد . باور کنید واقعاً ارزش نگرانی را ندارد.


ترجمه با اندکی تلخیص و تصرف از: محمد آیتی گازار
برگرفته از:
How to stop worrying and lead a stress-free life

اختلال دوقطبی

استاندارد

اختلال دوقطبی

دو قطبی

 دو قطبی :

 (شیداییافسردگی) نوعی اختلال خلقی و یک بیماری روانی است. افراد مبتلا به این بیماری دچار تغییرات شدید خلق می‌شوند. اختلال دو قطبی به صورت معمول در آخر دوره نوجوانی یا اوائل دوره بزرگسالی تظاهر پیدا می‌کند. این بیماری انواع مختلفی دارد که مهمترین انواع آن اختلال دوقطبی نوع یک و اختلال دو قطبی نوع دو است. تفاوت این دو اختلال در وجود دوره شیدایی است؛ در نوع یک این حالت اتفاق می‌افتد ولی در نوع دو فرم خفیف‌تری از آن که نیمه‌شیدایی است، بروز می‌کند. شروع بیماری معمولاً با دوره‌ای از افسردگی می‌باشد و پس از یک یا چند دوره از افسردگی، دوره شیدایی بارز می‌شود. در تعداد کمتری از بیماران شروع بیماری با دوره شیدایی یا نیمه-شیدایی است.

دوره‌های شیدایی از چند روز تا چند ماه به طول می‌انجامند و معمولاً شدت آنها باعث می‌شود که بیمار نیازمند درمان جدی به صورت بستری یا همراه با مراقبت زیاد باشد. با فروکش کردن علایم، به خصوص در اوایل سیر بیماری، معمولاً فرد به وضعیت قبل از بیماری خود برمی‌گردد و به همین دلیل بسیاری از بیماران یا خانواده‌های آنان تصور می‌کنند بیماری کاملاً ریشه کن شده و دیگر نیازی به ادامه درمان وجود ندارد. بنابراین درمان خود را قطع می‌کنند. اما قطع زودهنگام درمان خطر برگشت بیماری را بسیار افزایش می‌دهد و باعث می‌شود که بیماری در فاصله چند ماه عود کند.

 

دوقطبی2

 

دوره شیدایی :

دوره شیدایی Mania مشخصه تشخیص اختلال دوقطبی است. این بیماری با توجه به شدت این دوره طبقه‌بندی می‌شود. بیماران مبتلا ممکن است ناگهان از اوج شادی و خوشحالی به اوج غم و اندوه فروروند و ارتباطی بین خُلق بیمار و آنچه واقعاً در زندگی بیمار رخ می‌دهد وجود ندارد. دوره شیدایی می‌تواند شدت مختلفی از شیدایی خفیف (نیمه-شیدایی) تا شیدایی کامل با علائم جنون‌آمیز نظیر توهم یا کاتاتونیا، داشته باشد. در این دوره تمرکز کاهش پیدا می‌کند، نیاز به خواب کم می‌شود و بیمار توهم خودبزرگ‌بینی پیدا می‌کند. قضاوت بیمار ممکن است مختل شود و دست به ولخرجی‌های غیرمعمول یا رفتارهای غیرطبیعی بزند.

برخی از علائم و نشانه‌های این بیماری شامل موارد زیر می‌شود :

  • بی‌قراری، افزایش انرژی و میزان فعالیت
  • خلق خیلی بالا واحساس نشاط شدید همراه با احساس خودبزرگ‌بینی
  • تحریک پذیری مفرط
  • صحبت کردن بی‌وقفه، مسابقه افکار، پریدن از موضوعی به موضوع دیگر با سرعت خیلی زیاد
  • عدم توانایی برای تمرکز، حواس‌پرتی
  • کاهش نیاز به خواب
  • اعتقادات غیرواقعی درمورد توانمندی‌ها و قدرت فرد
  • قضاوت ضعیف
  • ولخرجی و یا خساست
  • رفتار متفاوت از حالت معمول که مدتی طولانی ادامه داشته‌است
  • افزایش تمایلات جنسی
  • نشان دادن حرکات و تصمیم‌های ضدونقیض از خود
  • سوء مصرف داروها و مواد مخدر، الکل و داروهای محرک
  • رفتارهای اغواگرانه، مداخله جویانه، و پرخاشگرانه

دوره افسردگی (خلق پایین) :

نوشتار اصلی: افسردگی

افسردگی می‌تواند قبل یا بعد از دوره شیدایی در این بیماران ایجاد شود. درصد کمی از بیماران ممکن است در طول بیماری خود اصلاً افسردگی را تجربه نکنند.

دوره نیمه-شیدایی :

دوره نیمه-شیدایی همان دوره شیدایی با شدت کمتر است که در آن علائم جنون و خودبزرگ‌بینی وجود ندارد. بسیاری از بیماران در دوره نیمه-شیدایی فعال‌تر از حالت عادی هستند، در حالی که بیماران در دوره شیدایی به دلیل کاهش تمرکز در فعالیت‌های خود دچار مشکل می‌شوند. خلاقیت در بعضی بیماران نیمه-شیدا افزایش پیدا می‌کند. بسیاری از بیماران علائم Hypersexuality را نشان می‌دهد. دوره نیمه-شیدایی ویژگی اختلال دوقطبی نوع دوم و اختلال خلق ادواری است اما می‌تواند در اختلال روان‌گسیختگی عاطفی (Schizoaffective) نیز ظاهر شود. نیمه-شیدایی ویژگی اختلال دوقطبی نوع اول نیز هست و زمانی رخ می‌دهد که خلق بیمار بین وضعیت‌های عادی و شیدایی نوسان می‌کند.

دوره خلق ترکیبی :

خلق ترکیبی (یا Mixed State) وضعیتی است که در آن هر دو علائم شیدایی و افسردگی به طور همزمان بروز می‌کنند (مثلاً تحریک‌پذیری، اضطراب، خستگی، احساس گناه، پرخاشگری، تفکرات خودکشی، ترس، شک یا پارانویا، صحبت بی‌وقفه و خشم). به عنوان نمونه، حالت گریه در وضعیت شیدایی یا تفکرات سریع در وضعیت افسردگی است. حالت‌های ترکیبی معمولاً خطرناک‌ترین دوره در بیماری‌های خلقی هستند زیرا رفتارهایی مانند سوء مصرف مواد، بیماری پانیک و اقدام به خودکشی تا حد زیادی افزایش پیدا می‌کنند.

تشخیص و زیردسته‌ها :

معمولاً اختلال دوقطبی به زیردسته‌های زیر طبقه‌بندی می‌شود:

اختلال دوقطبی نوع اول

وجود یک یا چند دوره شیدایی. وجود دوره افسردگی یا نیمه‌شیدایی برای تشخیص الزامی نیست اما گاهی اوقات اتفاق می‌افتد.

اختلال دوقطبی نوع دوم

عدم وجود دوره شیدایی، وجود یک یا چند دوره نیمه‌شیدایی و یک یا چند دوره افسردگی اساسی.

اختلال خلق ادواری

دوره‌های نیمه-شیدایی همراه با دوره‌هایی از افسردگی که به اندازه افسردگی اساسی نباشند.

تناوب سریع :

بیشتر افرادی که دارای اختلال دوقطبی تشخیص داده می‌شوند، دارای تعداد دوره، به متوسط ۰٫۴ تا ۰٫۷ در سال، با طول سه تا شش ماه هستند. تناوب سریع به افرادی اطلاق می‌شود که بیشتر از سه دوره در سال را تجربه می‌کنند. بخش قابل توجهی از بیماران دوقطبی شامل این عنوان می‌شوند. در برخی منابع عناوین تناوب بسیار سریع و تناوب به شدت سریع یا تناوب بسیار بسیار سریع تعریف شده‌اند. یک تعریف از تناوب بسیار بسیار سریع، تغییر خلق در طول بازه ۲۴ تا ۴۸ ساعت است.

 

دوقطبی1

 

علل پیدایش :

اگرچه دلیل قطعی برای این اختلالات هنوز شناخته نشده‌است، اما محققان بر این باورند که اختلالات دوقطبی منشا ارثی دارد وترکیب ژنتیکی افراد بیشتر از تربیت آنها در این اختلالات موثر است. ممکن است مشکل فیزیکی در قسمتی از مغز که کنترل حالات روانی را به عهده دارد عامل این اختلالات باشد. به این دلیل است که این اختلالات با دارو قابل کنترل هستند. همچنین نوسانات خلقی ممکن است گاهی توسط استرس و یا بیماری بوجود بیایند.[۲]